حكيم ابوالقاسم فردوسى

1189

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

نيايم همان پيش تو ناگهان * بترسم كه بر من سر آيد زمان يكى بنده‌اى من يكى شهريار * بر بنده من كى شوم زار و خوار بجنگت نيايم همان بىسپاه * كه ديوانه خواند مرا نيكخواه اگر خواهم از شاه تو زينهار * چو تنگى به روى آيدم نيست عار و ز ان پس در گنج و دز مر تراست * بدين نامور بوم كامت رواست فرستاده آمد بگفت اين پيام * ز پيغام بهرام شد شادكام [ خواستن بهرام چوبينه ، گشادنامهء زينهارى پرموده از هرمزد ] نبشتند پس نامهء سودمند * بنزديك پيروز شاه بلند كه خاقان چين زينهارى شدست * ز جنگ درازم حصارى شدست يكى مهر و منشور بايد همى * بدين مژده بر سور بايد همى كه خاقان ز ما زينهارى شود * از ان برترى سوى خوارى شود چو نامه بيامد بنزديك شاه * بابر اندر آورد فرخ كلاه فرستاده و ايرانيان را بخواند * بر نامور تخت شاهى نشاند بفرمود تا نامه بر خواندند * بخوننده بر گوهر افشاندند بآزادگان گفت يزدان سپاس * نيايش كنم من بپيشش سه پاس كه خاقان چين كهتر ما بود * سپهر بلند افسر ما بود همى سر بچرخ فلك بر فراخت * همى خويشتن شاه گيتى شناخت كنون پيش برتر منش بنده‌اى * سپهبد سرى گرد و جوينده‌اى چنان شد كه بر ما كند آفرين * سپهدار سالار تركان چين سپاس از خداوند خورشيد و ماه * كجا داد بر بهترى دستگاه بدرويش بخشيم گنج كهن * چو پيدا شود راستى زين سخن شما هم بيزدان نيايش كنيد * همه نيكويى در فزايش كنيد فرستادهء پهلوان را بخواند * بچربى سخنها فراوان براند كمر خواست پر گوهر شاهوار * يكى باره و جامه زرنگار ستامى بران بارگى پر ز زر * بهر مهره‌اى بر نشانده گهر فرستاده را نيز دينار داد * يكى بدره و چيز بسيار داد چو خلعت بدان مرد دانا سپرد * ورا مهتر پهلوانان شمرد بفرمود پس تا بيامد دبير * نبشتند زو نامه‌اى بر حرير كه پرموده خاقان چو يار منست * بهرمزد در زينهار منست برين مهر و منشور يزدان گواست * كه ما بندگانيم و او پادشاست جهانجوى را نيز پاسخ نبشت * پر از آواز نامه‌اى چون بهشت به دو گفت پرموده را با سپاه * گسى كن به خوبى بدين بارگاه غنيمت كه از لشكرش يافتى * بدان بندگى تيز بشتافتى بدرگه فرست آنچ اندر خورست * ترا كردگار جهان ياورست نگه كن بجايى كه دشمن بود * وگر دشمنى را نشيمن بود بگير و نگه دار و خانش بسوز * بفرخ پى و فال گيتى فروز گر ايدونك لشكر فزون بايدت * فزونتر بود رنج بگزايدت بدين نامهء ديگر از من بخواه * فرستيم چندانك بايد سپاه